در باب مواجهه با خیزش‌های محتمل پیش رو

[دریافت نسخه PDF]

«امین حصوری»

هر شورش و خیزشی که در جایی مثل ایران آغاز شود همواره عناصری از ارتجاع را در خود خواهد داشت؛ خواه به مثابه بخشی از خاستگاه خود و خواه به مثابه نیروهای سازمان یافته ای که تلاش می کنند قیام را به قامت منافع و اهداف ضد مردمی خود در آورند و آن را ابزار اغراض سیاسی خود سازند. چنین وضعیتی به ویژه از آن رو در ایران حادتر است که پیوستار دیرینه سرکوب و خفقان، همواره مانع از شکل گیری خود آگاهی جمعی و طبقاتی و نیز نهادها و تشکل های مستقل تهیدستان و کارگران و ستمدیدگان شده است.

با این حال بستر عینی ستم و فلاکت و نارضایتی در جامعه ایران به حدی گسترده است که هر خیزشی (با هرانگیزه و خاستگاهی)‌ به طور بالقوه می تواند تحت تاثیر دیالکتیک نیازهای جمعی و مبارزات مبتنی بر آنها مسیر متفاوتی را بییماید. از این رو تا جایی که به اعتراضات خیابانی باز می گردد ما نیروهای چپ ناچاریم در باب چگونگی بازی در کمین گاههای زمین غیرخودی تامل کنیم و بر مبنای ناهمگونی های درونی گریزناپذیر این شورش ها و نارضایتی ها و شکاف های موجود،‌ اشکال فعال و هوشیارانه ای از این بازی اجباری را پی بریزیم، تا در وهله نخست لایه های آگاه‌تر طبقات اجتماعی مورد حمایت ما در جهت منافع طبقاتی خود به کارزار پیکارهای سیاسی گام نهند. مشارکت مستقل این لایه ها در خیزش های نامنتظر و خودانگیخته می‌تواند بدانها تجربه سیاسی و خودآگاهی ای ببخشد که به نوبه خود در رشد خودآگاهی طبقاتی و سازمانیابی مبارزاتی در کل طبقات فرودست مؤثر واقع شود. افق آرمانی، آن خواهد بود که به موازات تداوم جنبش توده‌ای و در تعامل انتقادی با آن، کارگران و تهیدستان بتوانند ضمن متشکل کردن خود، مبارزاتشان را با مطالبات سایر اقشار تحت ستم جامعه (به مثابه هم پیمانان سیاسی شان) در جهت کسب هژمونی جنبش مفصل بندی کنند؛ تا حرکت جمعی کارگران و تهیدستان و فرودستان چنان گسترده و نیرومند گردد که سرانجام بتوانند زمین بازی را از آن خود سازند یا زمینی یکسره از آن خود خلق کنند.

ما در بدبینانه ترین سناریو،‌ حتی شورشی تماما ارتجاعی (به لحاظ خاستگاه و مطالبات طبقاتی)‌ نیز می تواند در شرایط امروز حدی از تغییر اتمسفر سیاسی جامعه را در پی داشته باشد (۱)، که ضرورت استفاده های پراتیک از این تغییر اتمسفر، خود دستور کار تازه ای را در جهت بسط امکانات مبارزه جمعی، پیش روی انقلابیون قرار می دهد.

 به بیان دیگر وظیفه انقلابیون کمونیست و نیروهای سیاسی رادیکال جامعه انتظار برای فرارسیدن آن «جنبش ناب خودی» نیست؛ بلکه وظیفه آنان است که بر بستر عینیت های موجود و امکانات مادی جامعه، فضای ذهنی مناسب را برای عروج چنین جنبشی از دل فقر شرایط مبارزاتی حاضر پی بریزند و مشخصا سویه های رادیکال برخی گفتمان های اعتراضی موجود را در جهت بسط پیکار طبقاتی و سازمانیابی فرودستان تقویت و تکثیر کنند.

البته ساده تر آن است که منزه طلبانه کناره بگیریم و همچون نخبگان سیاسی بر فراز صحنه تلاطمات اجتماعی انتظار بکشیم و احیاناً با تحلیل های شبه رادیکال، از دست های تمیزمان بر فراز سرمان پرچم بسازیم.

در این خصوص شاید نقل عبارتی از لنین درباره قیام مردم دوبلین علیه حکومت بریتانیا (در سال 1916) بی مناسبت نباشد:

«هر کسی که منتظر انقلاب اجتماعی ناب است، در طول عمر خود هرگز شاهد آن نخواهد بود. چنین شخصی، تملق انقلاب را میگوید، بی آنکه بفهمد انقلاب چیست.»

پانوشت:

(۱) برای نمونه می‌توان به خیزش اخیر بازار مرکزی تهران اشاره کرد که انبوهی از تحلیل‌های متناقض از سوی فعالین چپ را به دنبال داشت. در همین خصوص این مقاله «شبنامه میخک» سویه هایی از دغدغه های بالا را در بر دارد:

میخک / تاملی در اعتراض ۱۲ مهر

به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *