امین حصوری متن پیش رو نگاهی است انتقادی به نوشته اخیر دوست ارجمندم علی علیزاده و تحلیل گیرای او از ماجرای ترانه شاهین نجفی و پیامدهای آن (1). به نظر می رسد دغدغه کلی نوشتار فوق ضرورت پرهیز از دامچاله «دین ستیزی» است (همان ستیزی که امروزه از سوی پوپولیست های راست و چپ به سان آماج کلان مبارزاتی تبلیغ می شود). به رغم همدلی با این دغدغه و نیز همسویی با رویکرد تحلیلیِ ماتریالیستیِ اتخاذ شده در این نوشتار، که بر تقدم هستی اجتماعی تاکید می ورزد، با نحوه ترکیب و سنتز ملاحظاتِ مجزا، یعنی با رهیافت کلی متن همسو نیستم. در بندهای پایین ضمن اشاره به مهمترین بخش این تفاوت ها، سعی می کنم بر برخی پیچیدگی هایی تاکید کنم که به واسطه ادغام نهاد مذهب در ساحت سیاسی، فرایند جستجوی یک رهیافت مبارزاتی بدیل را دشوار می سازند: یک) علیزاده با بیان موجز اینکه ارتجاعی و غیر انسانی بودنِ صدور حکم ارتداد/اعدام بدیهی...